ابهام بزرگ در مسقط| آیا ایران خط قرمز موشکی را کنار میگذارد یا بازی رسانهای غربیهاست؟

رویداد ۲۴| در حالی که برخی رسانههای غربی مدعی شدهاند تهران در مذاکرات عمان حاضر شده درباره برنامه موشکی و نفوذ منطقهای گفتوگو کند، مواضع رسمی و سنتی جمهوری اسلامی همچنان بر «غیرقابل مذاکره بودن» این حوزه تأکید دارد. این دوگانگی روایتها، بار دیگر نشان میدهد مذاکرات پیشرو در فضایی شکننده و پرابهام جریان دارد؛ فضایی که هر لحظه میتواند مسیر گفتوگوها را تغییر دهد.
گزارشهای متناقض درباره دستورکار مذاکرات ایران و آمریکا بار دیگر این سؤال قدیمی را مطرح کرده است: آیا تهران حاضر است درباره برنامه موشکی خود وارد مذاکره شود یا این موضوع همچنان یکی از خطوط قرمز راهبردی جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند؟
بر اساس گزارشی که به نقل از نیویورکتایمز منتشر شده، گفته میشود ایران در چارچوب توافق بر سر محل برگزاری مذاکرات و برخی ترتیبات دیگر، پذیرفته است که علاوه بر موضوع هستهای، درباره برنامه موشکی و گروههای همسو در منطقه نیز گفتوگو شود. در این روایت، ادعا شده که تهران حتی با مذاکرات مستقیم با مقامهای آمریکایی نیز موافقت کرده تا زمینه رسیدن به یک چارچوب توافق فراهم شود.
اما در مقابل، مجموعهای از گزارشها و مواضع رسمی نشان میدهد که موضع سنتی ایران تغییر محسوسی نکرده است. طبق گزارشها، تهران اساساً تلاش کرده مذاکرات محدود به موضوع هستهای باقی بماند و حتی درخواست تغییر محل گفتوگوها را نیز با همین هدف مطرح کرده است؛ یعنی جلوگیری از گسترش مذاکرات به حوزههایی مانند موشکهای بالستیک و سیاست منطقهای.
در همین راستا، مقامهای ایرانی و تحلیلگران نزدیک به اصولگرایان بارها تأکید کردهاند که برنامه موشکی بخشی از دکترین دفاعی و بازدارندگی کشور محسوب میشود و ورود آن به مذاکرات میتواند کل روند گفتوگوها را با خطر فروپاشی مواجه کند. برخی منابع منطقهای حتی از «خط قرمز قطعی» بودن موضوع موشکی سخن گفتهاند و هشدار دادهاند که مطرح شدن آن در مذاکرات میتواند کل فرآیند دیپلماتیک را متوقف کند.
از سوی دیگر، اظهارات اخیر برخی چهرههای سیاسی در داخل ایران نیز همین خط را تقویت میکند. مثل واکنش روزنامه کیهان و توئیت اخیر محسن رضایی. علاوه بر این بهعنوان نمونه، یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس بهتازگی اعلام کرده که برنامه موشکی و سیاستهای منطقهای اصولاً موضوع مذاکره با آمریکا نیست.
در چنین شرایطی، تحلیلگران معتقدند احتمالاً آنچه در گزارشهای غربی مطرح میشود، نه الزاماً «مذاکره درباره محدودسازی موشکی»، بلکه ممکن است صرفاً در حد گفتوگو یا تبادل دیدگاه درباره نگرانیهای منطقهای باشد. در دیپلماسی، تفاوت میان «گفتوگو درباره» و «مذاکره برای محدودسازی» بسیار مهم است و همین تفاوت میتواند منشأ روایتهای متفاوت شود.
عامل مهم دیگر، اختلاف راهبردی میان تهران و واشنگتن درباره ماهیت توافق احتمالی است. آمریکا و متحدانش بهدنبال توافقی جامع هستند که علاوه بر برنامه هستهای، شامل موشکها، نیروهای همسو و نفوذ منطقهای ایران هم باشد. در مقابل، ایران ترجیح میدهد توافق صرفاً بر موضوع هستهای و رفع تحریمها متمرکز بماند.
از منظر داخلی ایران نیز ورود به مذاکره درباره برنامه موشکی هزینه سیاسی بالایی دارد. برنامه موشکی در سالهای اخیر به یکی از نمادهای بازدارندگی و حتی غرور ملی در ادبیات رسمی تبدیل شده است. عقبنشینی یا حتی مذاکره مستقیم درباره آن، میتواند از سوی جریانهای تندرو بهعنوان «امتیاز راهبردی» تلقی شود و فشار سیاسی داخلی بر دولت را افزایش دهد.
با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند در فضای واقعی مذاکرات، همیشه سطحی از انعطاف وجود دارد؛ نه الزاماً در قالب توافق رسمی، بلکه در قالب مدیریت تنش یا شفافسازی متقابل. به بیان دیگر، ممکن است ایران حاضر شود درباره نگرانیهای امنیتی منطقهای گفتوگو کند، اما نه در چارچوب محدودسازی برنامه موشکی.
آنچه فضای مذاکرات فعلی را پیچیده کرده، شکاف میان روایت رسانهای و واقعیت دیپلماتیک است. در حالی که رسانههای غربی تلاش میکنند نشانههایی از نرمش ایران را برجسته کنند، تهران همچنان سعی دارد تصویر حفظ خطوط قرمز دفاعی را ارائه دهد. همین دوگانگی باعث شده فضای مذاکرات شکننده باشد؛ فضایی که در آن یک خبر یا حتی یک برداشت رسانهای میتواند روند گفتوگوها را دستخوش تغییر کند.
به نظر میرسد پاسخ نهایی به این سؤال که آیا ایران واقعاً درباره موشک مذاکره خواهد کرد یا نه، نه در بیانیههای رسمی و نه در گزارشهای رسانهای، بلکه در جزئیات مذاکرات پشت درهای بسته مشخص خواهد شد؛ جایی که معمولاً فاصله میان «موضع اعلامی» و «رفتار واقعی دیپلماتیک» روشنتر میشود.




